آموزشی - هنری

 

 

25 راه ساده براي ايجاد انگيزه

معصومه پيروزبخت


آيا بيشتر اوقات احساس مي‌کنيد که انگيزه‌‌اي نداريد؟ همه ما گاهي دچار چنين حالتي مي‌شويم؛ روز‌هايي که دلمان مي‌خواهد فقط تنبلي کنيم و هيچ انگيزه‌اي براي کارهاي عادي و ساده هم نداريم. آيا مي‌خواهيد با اين حالت مبارزه کنيد؟

باخود قرار بگذاريد:

هنگامي که احساس مي‌کنيد علاقه‌اي به انجام کاري يا کارها‌يي نداريد، به خود بگوييد که اگر اين بخش کتاب را خواندم يا اين گزارش‌ها را تمام کردم، مي‌روم بيرون قدم مي‌زنم و يک بستني (يا هر چيز ديگري که به آن علاقه داريد) مي‌خورم.

مانند يک انسان با انگيزه رفتار کنيد: اگر بي‌حوصله‌ايد و انگيزه کاري را نداريد، تصور کنيد که سرشار از انگيزه‌ايد. حسن اين کار در اين است که به محض شروع، آرام آرام احساس مي‌کنيد که شور و علاقه، حقيقتا در وجود شما زنده شده است.

هنگام صبح چند سؤال مثبت و روحيه‌بخش از خود بپرسيد: هر روز صبح از خود 5سؤال سه بخشي اميد‌وار‌کننده بپرسيد:
• در حال حاضر در زندگي از چه چيزي راضي هستم؟
• چه ويژگي‌اي مرا خوشحال مي‌کند؟
• چگونه در من اين حالت را به‌وجود مي‌آورد؟

بسيار مهم است که شما واقعا بدانيد که چگونه و چرا اين شرايط به شما احساس خوبي را منتقل کرده است. اين پرسش‌هاي صبحگاهي فوق‌العاده‌ هستند، زيرا نحوه قرارگرفتن آنان، به شما امکان درک عميق از شرايط موجود را مي‌دهد و سپس آن احساس مثبت را به شما منتقل مي‌کند.

زمان و مکان هدف‌هاي خود را تغيير دهيد: هدف‌هاي بزرگ و ويژه براي خود در نظر بگيريد. اهداف بزرگ‌تر نسبت به هدف‌هاي کوچک‌تر، انگيزه بيشتري در فرد به‌وجود مي‌آورند. هدف بزرگ اثر بيشتر و عميق‌تري دارد و مي‌تواند منشأ توليد انگيزه‌هاي قوي شود.

يک کار کوچک انجام دهيد و براي انجام آن برنامه‌ريزي کنيد: يک کار کوچک را آغاز و به پايان برسانيد؛ مثلا ميز کارتان را تميز کنيد، يک قبض يا رسيد را بپردازيد و يا ظرف‌ها را بشوييد. فقط نياز به اين داريد که کاري را آغاز کنيد. وقتي اين کار را تمام کرديد احساس مي‌کنيد که آمادگي انجام کار‌هاي بعدي را هم پيدا کرده‌ايد. بنابراين وقتي حال و حوصله انجام هيچ کاري را نداريد يک کار کوچک را شروع کنيد تا خاتمه يافتن آن شما را بر سر شوق آورد.

کار سخت‌تر را اول شروع کنيد: اغلب هنگامي که به کارهاي روزمره خود فکر مي‌کنيم به‌نوعي دچار نگراني مي‌شويم که کي و چگونه اين همه کار را انجام بدهيم. از سخت‌ترين کار شروع کنيد. هنگامي که سخت‌ترين کار موجود در فهرست را شروع کرده و به پايان برسانيد، احساس مي‌کنيد که بار سنگيني را از دوش‌تان برداشته‌ايد. در اين هنگام است که احساس آرامش بيشتري در وجود‌تان پديدار مي‌شود و بقيه روز اعتماد به‌نفس بيشتري خواهيد داشت و نگراني‌هاي روز‌مره‌تان. کاهش پيدا مي‌کند.

کارتان را آهسته آغاز کنيد: به جاي آنکه کارتان را سريع آغاز کنيد، نخستين گام‌ها را آهسته برداريد. هنگامي که کاري را با آرامش و طمأنينه شروع مي‌کنيد، مغز شما اين فرمان را دريافت نمي‌کند که اين کار بايد باسرعت هرچه تمام‌تر خاتمه يابد. اما اگر مغز انسان احساس کند که بايد برنامه کاري‌اش را با سرعت به پايان برساند چه اتفاقي مي‌افتد؟ اغلب اوقات ممکن است فرد اصلا کار مورد نظر را آغاز نکند. پس شروع يک کار بدون شتاب بهتر از اصلا شروع نکردن است.

هميشه خود‌تان را با خود‌تان مقايسه کنيد نه با ديگران: مقايسه خود با ديگران و اينکه نتيجه تلاشتان چه بوده و در چه جايگاهي قرار گرفته‌ايد، کشنده انگيزه و قوه خلاقيت انسان است. هميشه افراد بي‌شماري هستند که از شما تواناترند و معدود افرادي هم هستند که از همه پيشي گرفته‌اند؛ هم از بعد مادي و هم معنوي، بنابراين فقط قواي خود را روي خود، برنامه‌اي که در پيش داريد و البته نتيجه‌اي که عايدتان مي‌شود، متمرکز کنيد و دريابيد که چگونه مي‌توانيد برنامه‌ريزي ذهني‌تان را بهبود ببخشيد و به مرحله اجرا در آوريد. بررسي مجدد نتايج حاصله نيز اهميت زيادي دارد. با اين کار شما مي‌توانيد اشتباه‌هاي گذشته را پيدا کرده و از تکرار مجدد آن يا انجام خطاهاي مشابه جلوگيري کنيد. يکي ديگر از مزاياي بررسي مجدد نتايج به‌دست آمده، ايجاد انگيزه مضاعف است. درک اين موضوع که حاصل تلاش‌هاي شما چه بوده و در چه جايگاهي قرار گرفته‌ايد، توان و اشتياق شما را چند برابر مي‌کند و اغلب از موفقيت و پيروزي خود شگفت‌زده خواهيد شد.

موفقيت خود را هميشه به‌ياد داشته باشيد: هميشه و در همه حال به جاي فکر کردن به شکست‌ها و ناکامي‌ها، موفقيت‌ها و کاميابي‌هايتان را به‌خاطر بسپاريد. بهتر آن است که آنها را يادداشت کنيد؛ حتي با ذکر جزئيات، زيرا فراموش کردن موفقيت بسيار آسان است و گاهگاهي مراجعه به نوشته‌هايتان مي‌تواند خاطرات خوبي را در شما زنده کند و البته انگيزه کار و تلاش را در وجود شما زنده و تازه نگه دارند.

مانند يک قهرمان رفتار کنيد: داستان زندگي قهرمانان را بخوانيد و رفتار و کردار آنان را سرمشق خود قرار دهيد و به سخنان آنان گوش فرادهيد. کشف کنيد که در کار و تلاش آنان چه ويژگي خاصي وجود داشته که سبب موفقيت‌شان شده. اما هميشه به‌خاطر داشته باشيد اين افراد همانند ما و ساير افرادند و بنابراين، به جاي اينکه آنان را در مقام رفيعي بنشانيد و تحسينشان کنيد، اجازه دهيد که الهام‌بخش شما باشند.

سعي کنيد محيط کارتان را با کمي تفريح قابل تحمل کنيد: به‌خاطر داشته باشيد که در فضاي کاري‌اي که خلق مي‌کنيد يا در برنامه‌اي که در نظر داريد، جايي هم براي کمي تفريح و شوخي در نظر بگيريد. با اين‌کار انگيزه کافي براي انجام کار و به‌پايان رساندن آن خواهيد داشت.

فقط به‌دنبال راحتي نباشيد: با بي‌حالي که نوعي تنبلي است، خداحافظي کنيد و براي ايجاد انگيزه در خود، با مشکلات مبارزه کنيد.

از شکست نهراسيد: به‌جاي هراس از شکست، آن را به‌عنوان نوعي اطلاعات مفيد و ضروري و يک بخش طبيعي از موفقيت بپذيريد. يکي از بسکتباليست‌هاي مشهور (مايکل جردن) مي‌گويد: بيش از 9هزار خطا داشتم و تقريبا 300بازي را باختم. 26مرتبه به من اعتماد کردند تا ضربه پيروزي را بزنم و من موفق نشدم. بارها و بارها در زندگي شکست خوردم و به همين دليل است که در زندگي موفق شده‌ام. بنابراين از شکست‌هايتان تجربه کسب کنيد و از خود بپرسيد اين بار، اين شکست چه درسي به من مي‌دهد؟

در مورد کاري که مي‌خواهيد انجام دهيد، مطالعه کنيد: هنگامي که کاري را آغاز مي‌کنيد، درباره فرايند کار پژوهشي به‌عمل بياوريد. با اين‌کار شما از ميزان کاري که در پيش رو داريد و مشکلاتي که ممکن است با آن برخورد کنيد، آگاه مي‌شويد. گاهي اوقات توقع يا انتظار بي‌جا سبب کاهش انگيزه و هدر رفتن اشتياق و جديت اوليه فرد مي‌شود. با مديريت خواسته‌هايتان مي‌توانيد از هدر رفتن نيروي حاصله از اشتياق جلوگيري کنيد و انگيزه و توانايي‌هايتان را تا پايان کار حفظ کنيد.

 دانستن اين موضوع که بر سر کساني که در موقعيت مشابه شما قرار داشته‌اند، چه آمده، چه مسيري را طي کرده و چه گام‌هايي برداشته‌اند، بسيار مفيد و آموزنده است. مي‌توانيد با تلفيق روش انتخابي آنها و آنچه خود در ذهن داريد، روش کاري مناسبي را انتخاب و فعاليت خود را شروع کنيد. اين وضعيت ميزان نگراني‌هاي شما را کاهش مي‌دهد و بهتر مي‌توانيد اوضاع کاري را تحت کنترل خود داشته باشيد؛ چه از بعد احساسي و چه از بعد عملي، چون حداقل تا حدودي مي‌دانيد که ديگراني که چنين راهي را رفته‌اند با چه وقايعي مواجه شده‌اند و اين آگاهي از بعد احساسي و عملي سبب تشويق و دلگرمي شما مي‌شود.

معين کنيد که چرا مي‌خواهيد اين کار را انجام بدهيد: اگر نمي‌دانيد که به چه دليل مي‌خواهيد چنين کاري را انجام دهيد يا اينکه دليل کافي براي انجام آن نداريد، پس خاتمه دادن آن براي شما بسيار مشکل خواهد بود. کاري را برگزينيد که دليل قوي و کافي براي انجام آن داشته باشيد. اگر نتوانستيد، انجام اين فعاليت را متوقف کنيد و به جاي آن، فعاليت ديگري را که دلايل انجام آن قوي‌تر و واضح‌تر است آغاز کنيد.

هدف‌هاي خود را يادداشت کنيد: هدف و منظور خود را از انجام آن فعاليت بنويسيد، سپس آن را روي ديوار، رايانه، يا آينه بچسبانيد. با اين کار در طول روز، مراحل انجام کار را مرور مي‌کنيد و اين آگاهي تداوم کار را براي شما آسان‌تر مي‌کند.

با ديد مثبت براي انجام کار فعاليت کنيد (براي مثبت‌انديشي تلاش کنيد): بياموزيد که بيشتر اوقات مثبت‌انديش باشيد و ياد بگيريد که افکار منفي را قبل از آنکه سد راه شما باشند، از سر بيرون کنيد. ممکن است که همه نتوانيم هميشه مثبت‌انديش باشيم، اما باور کنيد که بيشتر ما مي‌توانيم اين حس را در خود تقويت کنيم و نتيجه حاصل نيز مي‌تواند به تلاش بيشتر ما کمک کند.

کمتر تلويزيون تماشا کنيد: آيا از جمله کساني هستيد که زياد تلويزيون تماشاي مي‌‌کنند؟ تلاش کنيد که کمتر به تماشاي برنامه‌هاي تلويزيوني بنشينيد و فعاليت‌هاي مورد علاقه خود را در زندگي واقعي دنبال کرده و با روش‌هاي خودتان انجام دهيد.

برنامه کاري‌تان را به چندين برنامه کوچک‌تر تبديل کنيد: هنگامي که پروژه بزرگي در دست داريد، آن را به چند بخش کوچک‌تر تقسيم کنيد، سپس با تمرکز روي نخستين بخش کار‌، فعاليت خود را آغاز کنيد و وقتي اين بخش تمام شد، بخش بعدي را آغاز کنيد. موفقيت‌هاي کوچکي که در انجام بخش‌هاي اوليه به‌دست مي‌آوريد، انگيزه شما را افزايش مي‌دهد و از تمرکز روي کل کار که ممکن است سبب دلسردي شما شود، جلوگيري مي‌کند. اگر اين روش را دنبال کنيد خود شما هم از نتيجه‌اي که مي‌گيريد، شگفت‌زده خواهيد شد.

اطلاعات موجود را بازنگري کنيد: داشتن اطلاعات لازم در آغاز هرکاري، امري ضروري است، اما گاهي جامعه و رسانه‌ها اطلاعاتي را به انسان منتقل مي‌کنند که بار منفي دارد. پس محفوظات ذهني خود را ارزيابي کنيد. نکات منفي را حذف کرده و با توجه به بينش خود، از اطلاعات مفيد و مثبت براي دستيابي به هدف‌تان استفاده کنيد.

قوه خلاقيت خود را به‌کار بگيريد: کاغذي را برداريد و در بالاي کاغذ بنويسيد که دوست داريد در چه زمينه‌اي فعاليت کنيد. شايد هدف شما کسب درآمد بيشتر يا مبارزه با بيماري و به‌دست آوردن نهايت سلامتي باشد. اکنون 20 روش، ايده يا عقيده در مورد موضوع مورد نظر بنويسيد. سعي کنيد 10ايده ديگر به ليست خود اضافه کنيد؛ البته همه اين ايده‌ها مفيد يا خوب نيستند. اکنون از قوه خلاقيت خود استفاده کرده و ايده‌هايي را که در رسيدن به هدف براي شما مفيدند، پيدا کنيد. حسن اين کار اين است که نه تنها قوه خلاقيت خود را به‌کار گرفته‌ايد، بلکه دريافته‌ايد که تا چه حد خلاق هستيد؛ هم انگيزه انجام کار را در خود زنده کرده‌ و هم از نظر روحي شرايط مناسبي براي خود فراهم کرده‌ايد.

در يابيد که چه چيزي سبب شادي و خوشحالي شما مي‌شود: همه ما مي‌دانيم که شرايط ويژه‌اي يا کار‌هاي خاصي سبب شادي ما مي‌شوند، پس کاري که شما را شاد مي‌کند، انجام دهيد؛ هر اندازه که مي‌توانيد يا مي‌خواهيد. البته بايد مراقب باشيد که اين خواسته با آداب و رسوم اجتماعي که در آن زندگي مي‌کنيد و با باور‌هاي انساني و مذهبي در تضاد نباشد.

به گفته‌هاي حکيمانه گوش دهيد: يک کتابخانه کوچک براي خود ترتيب دهيد. جمله‌هايي را که سبب پيشرفت فردي و ايجاد انگيزه مي‌شود بنويسيد يا ضبط کنيد. زماني که سوار اتوبوس يا مترو هستيد، هنگام رانندگي، دوچرخه‌سواري، دويدن يا پياده روي، به آن گوش کنيد يا در حالي که مشغول انجام کاري هستيد، يادداشت‌هايتان بخوانيد.

فراتر از محيط زندگي و حد توانايي‌تان فکر کنيد: تصور نکنيد که آينده را فقط توانايي‌هاي شما و آنچه اکنون داريد، مي‌سازد. دنيا محدود نيست. توانايي‌هاي شما بسيار بيشتر از آني است که تصور مي‌کنيد. با به‌کارگيري تجربه‌هايي که تاکنون به‌دست آورده‌ايد و آنچه اکنون هستيد، آينده‌اي را برنامه‌ريزي کنيد که در آن محدوديت‌هاي کمتري وجود داشته باشد؛ يعني افق ديد خود را وسيع‌تر کنيد